ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
525
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
هر كه رضاى مردم را با ناخشنودى خداوند بجويد خدا بر او خشم خواهد گرفت و مردم را نيز از او ناراضى و خشمگين خواهد ساخت . ديگر آنكه از ستايش مردم چه نفعى مىبرد كه بخاطر مدح آنها مذمّت و ملامت خداوند را برمىگزيند و حال آنكه ستايش مردم نه روزى او را افزون مىكند و نه مرتبهء او را بالا مىبرد و نه در روز فقر و درماندگيش يعنى در روز قيامت سودى براى او دارد ؟ و كسى كه رياء او براى طمع به مال مردم است بايد بداند كه دلها مسخّر خداوند است و اوست كه به منع و بخشش وا مىدارد ، و مردم در اين كار وسيله اى بيش نيستند ، و رازقى جز خدا وجود ندارد ، و هر كه طمع در خلق بندد از ذلَّت و زبونى بر كنار نخواهد بود ، و اگر هم به مقصود برسد از منّت و خوارى خالى نخواهد ماند . و هر گاه دربارهء اين مطلب بينديشد و منكر فرداى قيامت نباشد ، غفلتش زايل شود و رغبتش از ريا به سستى و كاستى گرايد و با دل خويش به خدا روى آورد ، و با تمام وجود از ديگران گسسته و به جناب مقدّس پروردگار پيوندد . و براى رياكار كافى است كه بداند اگر مردم از قصد ريا كه در اندرون دارد و اخلاصى كه اظهار مىكند آگاه شوند وى را دشمن خواهند داشت ، و خداوند سرّ ضمير او را مكشوف خواهد ساخت تا او را مبغوض و منفور دارند . اما اگر اين شخص براى خدا اخلاص داشته باشد خداوند اخلاص او را آشكار مىكند و او را محبوب مردم و دلهاشان را مسخّر آنان قرار مىدهد ، و زبانشان را به مدح و ثناى وى مىگشايد ، با اينكه او را به واسطهء مدح مردم كمالى حاصل نمىشود و به سبب ذم آنان نقصانى پديد نمىآيد . مطلب ديگر آنكه هر كه دلش به نور ايمان روشن و سينه اش با يقين و عرفان گشاده شود ، و معنى واجب و حقيقت ممكن را بشناسد ، و يقين كند كه واجب تعالى - يعنى حقيقتى كه ذات او مقتضى تحقّق و بقاء است و وجود صرف مىباشد - ضرورى است كه تام و كامل مطلق باشد و حقيقتى تمامتر و كاملتر از او نتوان تصور كرد ، و حقيقتى كه چنين قدر و مرتبه اى دارد واجب است كه همهء ما سواى او به وى مستند و وابسته باشند و از او صادر شوند به بهترين و شريفترين انحاء صدور . و از اين نحو صدور كه اشرف و اقواى صدور است قويتر در اختراع و دلالت كننده تر بر كمال